بلوار انزلی
|
|
|
بندر انزلی یکی از معدود شهرهای ایران است که پارکی چنین زیبا دارد. قدمت این پارک بیش از 98 سال می باشد . این پارک 35000 متر مربع وسعت دارد و به علت قرار گرفتن در ساحل کانال(ما بین انزلی و غازیان)و در واقع ساحل دریا،از سه طرف نیز مشرف به رودخانه است.2 موج شکن را از سمت شمال در روبرو دارد که به صورت دروازه ای با ابهت ،آغوش پر مهر خود را به روی همه تماشاگران طبیعت گشوده است. از ناحیه پشت دبیرستان شرف فعلی نرسیده به پلکان طرفین« مجسمه شیر » و قسمت شرق بلوار تا گوشه جنوب شرقی بلوار، سد سازی شده بود. البته یه پهنای بلوار فعلی نبود. در قسمت شمالی از محل مجسمه شیر تا جنب موج شکن حدود 400 متر شامل بلوار شمالی فعلی و خیابان 30 متری جزو خلیج مانندی بود که به گفته محلی ها آن را کوچی دریا « دریای کوچک» می نامیدند. با اینکه موج شکن ها جلوی امواج دریا را می گرفتند، باز هم امواج دریا،با شدت و قدرت به ساحل آن خلیج می کوبید و به خانه های آن حدود خسارت فراوان وارد می ساخت. بعدا روس هاکه اداره بندر را در دست داشتند جلوی کوچی دریا را از کناره موج شکن شمع کوبی کردند و چوب های گرد نراد بلند رادر زمین فرو کردند که بعد ها روی همین چوب ها بتون ریختند که تا اندازه ای ضربات موج را خنثی می کرد. سال 1317 شمسی که رضا شاه از بلوار باز دید کرده بود این قسمت هنوز خلیج پر از آب بود .آقای غلام حسین مفتاح تصمیم گرفت که این دریاچه را تبدیل به بلوار کند. اشجار جنگلی را از هر طرف به پشت سدی که در امتداد بلوار شرقی یعنی جلوی کوچی دریا بسته بودند ریختند و با دو کامیون کمپرسی کوچک شن می اوردند.کاگران کار می کردند و تلاش عظیمی در جریان بود،آب را به تدریج ولی با سرعت خشک کردند وآن را تا هم کف بلوار شمالی خاک ریز نمودند. جدول بندی شروع شد و پس از آن درخت ها و گل های فراوان کاشته شد . ماه دیگر که رضا شاه برای سرکشی پیاده به بلوار می آمد قسمت شمالی بلوار را همانند بلوار شرقی آماده استفاده مردم می بیند ، همان طور که پیاده حرکت می کرد ، چند بار با عصای خود به بوته های شمشاد باغچه ها می کوبد شاید از ریشه بیرون بیایند، که می بیند از جا کنده نمی شود. زیرا در ضمن بازدید از کرج وقتی با عصا به بوته گل ها می زند از جا کنده می شود و می فهمد که همان روز یا روز گذشته برای خوشایندش گل ها را کاشته اند. در این جا بود که به خاطر کار عظیمی که در این مدت کوتاه انجام گرفته بود لبخندی رضایت بخش بر لبانش نقش بست،لبی که به ندرت لبخند می زد .
|